هوای گریه با من ...
بسم الله الرحمن الرحیم
پاره ی دوم مثنوی :
در این سو یکی دختر ماه دین
همه آسمان ها ز سوزش غمین
در آن سو دوباره هبل شد خدا
شعور بشر شد ز شورش جدا
در این سو خدا می وزد در خیام
در آن سو سه شعبه کنار نیام
در این سو امیری به دنیا نوشت :
که اف بر تو و هر که با تو سرشت
[] [] []
شهاب سحر بر دل آسمان
گذشت و رقم زد عبور زمان
کمان را گرفت و به چله نشست
گمانم که بغض کمان هم شکست
کمان را گرفت و غم آغاز شد
و باب عداوت و کین باز شد
در این سو به جوش آمده خون عشق
دل پر تب و تاب مجنون عشق
در آن سو صف سایه های خبیث
رسولان شک ٬ آیه های خبیث
زمین نعره می زد ولی بی صدا
زمان شکوه می کرد از این جفا
که عاشق ترین لاله لبیک گفت
به مولای آلاله لبیک گفت ...
******************************
پی نوشت : به پنج نور مقدس تو را قسم دادن / خداش خیر دهد هر کسی که یادم داد -> رضا جعفری
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم دی ۱۳۸۷ ساعت 0:41 توسط علي
|