بسم الله الرحمن الرحیم

     نگاه می کنی ام ... به طراوت لب هایی خشک ... نگاه می کنی ام ... به نام نفس هایی از جنس تسبیح ... واژه هایی از جنس نور ... اشک هایی از جنس باران ... تو خود می دانی که اگر کم است ... اگر ناقص است ... اگر اصلا نیست ... از سر ضعف است ... نه سرگرانی ... نه استغنا ... که عبد - اگر بپذیری - ذاتا محتاج معبود است ... مهربان من ... روی لب هایم لب خند نقاشی می کند ٬ گرسنگی و تشنگی این روزها ... این نقاشی های عاشقانه ... برای تو ... دوست ات دارم .

*************************************

پی نوشت : شرمنده ی جانان ز گران جانی خویشم ...