روح خورشيد بي تو مي ميرم
بسم الله الرحمن الرحيم
اين سطرهاي باراني كه در زير مي آيد ، مثنوي ناتمامي ست كه نمي دانم چرا دلم مي خواهد امشب بخوانمش.
من در آغاز اين غزل مردم
وقتي از غصه بغض مي خوردم
غصه از قصه يي پر از ناله
قصه ي كينه هاي صد ساله
مي وزيد آه در غروبي سرد
مي نوشت اشك روي صورت مرد :
" روح خورشيد در افق مي سوخت
ركن توحيد در افق مي سوخت "
كينه از سينه خشم مي افروخت
خشم در را لگد لگد مي كوفت
كينه از سينه ها زبانه كشيد
آتش غم به جان خانه كشيد
كينه ها دست مرد را بستند
كينه ها كوچه هاي بن بستند
كينه ها فتنه ها به پا كردند
من نگويم دگر چه ها كردند
كينه ها مزد عشق را دادند
كينه ها آيه هاي بي دادند
[] [] []
ماه بود و حضور يك شب سرد
ماه بود و هجوم خاطره ... درد
ماه بود نگاه دختر مهر
آب مي شد از آه دختر مهر
ماه بود و فغان ... ولي آرام
شكوه از آسمان ... ولي آرام :
" روح خورشيد ! بي تو مي ميرم
بي تو طاعون غصه مي گيرم
بي تو روزم شب و شبم خاموش
نام تو بر لب و لبم خاموش
بي تو روحم مچاله شد بانو !
همدم آه و ناله شد بانو !
بي تو از خانه هيچ مي ماند
بي تو غصه ... ترانه مي خواند
بي تو خورشيد خسته مي تابد
بي تو شب ها كه شهر مي خوابد -
- چاه هم غصه مي شود با من
غربت از درد مي دود تا من ... "
...
***********************************
من در آغاز اين غزل مردم
وقتي از غصه بغض مي خوردم
غصه از قصه يي پر از ناله
قصه ي كينه هاي صد ساله
مي وزيد آه در غروبي سرد
مي نوشت اشك روي صورت مرد :
" روح خورشيد در افق مي سوخت
ركن توحيد در افق مي سوخت "
كينه از سينه خشم مي افروخت
خشم در را لگد لگد مي كوفت
كينه از سينه ها زبانه كشيد
آتش غم به جان خانه كشيد
كينه ها دست مرد را بستند
كينه ها كوچه هاي بن بستند
كينه ها فتنه ها به پا كردند
من نگويم دگر چه ها كردند
كينه ها مزد عشق را دادند
كينه ها آيه هاي بي دادند
[] [] []
ماه بود و حضور يك شب سرد
ماه بود و هجوم خاطره ... درد
ماه بود نگاه دختر مهر
آب مي شد از آه دختر مهر
ماه بود و فغان ... ولي آرام
شكوه از آسمان ... ولي آرام :
" روح خورشيد ! بي تو مي ميرم
بي تو طاعون غصه مي گيرم
بي تو روزم شب و شبم خاموش
نام تو بر لب و لبم خاموش
بي تو روحم مچاله شد بانو !
همدم آه و ناله شد بانو !
بي تو از خانه هيچ مي ماند
بي تو غصه ... ترانه مي خواند
بي تو خورشيد خسته مي تابد
بي تو شب ها كه شهر مي خوابد -
- چاه هم غصه مي شود با من
غربت از درد مي دود تا من ... "
...
***********************************
پي نوشت : اگر يك نفر خسته باشد ... اگر يك نفر بخواهد استعفا بدهد ... به زندگي بگوييد پايش را از گليم اش دراز تر نكند ... .
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم خرداد ۱۳۸۷ ساعت 0:38 توسط علي
|