نامه ای به بهشت
بسم الله الرحمن الرحیم
به : فرزند سفر کرده عزیز سفر کرده انقلاب
سلام علیکم و رحمه الله
آقا زاده شدن دست آدم ها نیست. البته من خیلی از عالم (های) قبل از این دنیا خبری ندارم. اما حدس می زنم که این ما نیستیم که انتخاب می کنیم که آقا زاده به دنیا بیاییم یا نه. معمولا آقا زاده ها زندگی شان به سه قسمت مهم تقسیم می شود. قسمت اول زمانی که آقایشان هنوز آقا نشده است و آن ها هم هنوز آقا زاده نیستند. قسمت دوم زمانی که آقایشان آقا شده است و آن ها هم آقازاده اند. قسمت سوم زمانی که آقایشان از این دنیا می رود و حالا رفتارهای آن ها را به نام آقای از دنیا رفته شان می نویسند.
امشب که قسمتی از رنجنامه ات را خواندم ... که کمی به حال و هوای آن روزهای بعد از امام رفتم ... که خاطرات سیاسی آقای ری شهری ( اولین وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی ) از ذهنم عبور می کرد ... می خواهم از تو یاد کنم با قسمت سوم زندگی ات٬ "آ سد احمد آقا" ! تو همانی که این روزها جایت خالی ست. تو همانی که در اوج ۸ ماه نبرد مقدس مولای خراسانی مان دل تنگت شد و گفت : "این عمار". عمار انقلاب ! این روزها به نام تو٬ به نام پدر تو٬ به کسی می تازند که با او به فتوای امام بیعت کردی. به سید خراسانی که او را رهبر خود دانستی. این روزها اما دل بسیجیان خامنه ای از سید حسن ات خون است. برادرم حسین می گوید : انقلاب یک سید حسن دارد آن هم سید حسن نصرالله است. راست می گوید. این روزها بسیجیان خامنه ای حس می کنند امام را از جماران بیرون کرده است سید حسن. حس می کنند امام در خانواده ی خودش غریب است. این روزها دل ما می گیرد وقتی می شنویم پسر کوچکت به دیدار تاج زاده رفته است. من این جا نمی خواهم از آن خائن بزرگ حرفی بزنم. تشت رسوایی امثال او خیلی وقت است که بر زمین خورده. اما به ما اجازه ی گله بده ای عمار انقلاب. ما دل خوش کرده بودیم که یک عده یی در موسسه ای کار می کنند تا از اندیشه های ناب امام حراست شود. اما بی خود دل خوش کرده بودیم. موسسه ای که در برابر هر چه دروغ به نام امام بود سکوت کرد. به خاطر سیاست. به خاطر بغض. موسسه ای که فلسفه ی دایر بودن خودش را با سکوت هایش زیر سوال برد. موسسه ای که ما را مجبور می کند حساب خانواده ی امام را با امام جدا کنیم. موسسه ای که باز یاد جعفر کذاب ها را در ذهن ها زنده کرد.
اگر انقلاب بخواهد یک آقا زاده داشته باشد. آن آقا زاده تویی که از آقایان انقلاب از امامان انقلاب دفاع کردی. وقتی سید خراسانی آقای انقلاب شد کم وسوسه ات نکردند که ... . وقتی کوتاه نیامدی کم به تو تهمت نزدند که ... .
و اما ای عمار انقلاب! اگر تو این روزها نیستی. اگر موسسه ی تنظیم این روزها خواب است. بسیجیان خامنه ای اما سر بند یا فاطمه بسته اند برای دفاع از علی زمان شان. اگر این روزها یک مشت استوانه ی تو خالی از زیر دفاع از مولای خراسانی مان شانه خالی کرده اند٬ بسیجیان خامنه ای اما چه در خیابان انقلاب چه در فضای سایبر موتور ضد انقلاب را پایین آورده اند. اگر این روزها یک مشت خواص از امتحان الهی مردود شدند به جایش همه ی اهالی ۹ دی و ۲۲ بهمن از نمره ی بیست صد گرفتند... با ذکر علی مدد گرفتند... اگر یک مشت انقلابی پشیمان و خسته از مبارزه کنار کشیده اند اما بسیجیان خامنه ای وبلاگ هایشان را ... قلم هایشان را ... قدم هایشان را ... صداهایشان را فدای خستگی ناپذیری مولایشان کرده اند و ای عمار انقلاب! این ها را از تو آموخته ایم ... .
******************************
پی نوشت : عرض امسال بیش تر از طولش بود ... .