بسم الله الرحمن الرحیم
پاک شدن ... وضوی عشق گرفتن ... عاشق شدن ... در هوای تو نفس تازه کردن ... دویدن ... تو را خواستن ... تو را صدا زدن ... سرودن ... غزل غزل اشک ریختن ... چرخیدن ... به زانو افتادن ... به سجده رفتن ... چشم در چشم تو ... من لی غیرک ؟
امروز به من نگاه کردی ... مهربان من ... زیبای من ... محبوب من ... و من تو را نگاه ... چشم در چشم من ... با من سخن گفتی ... و من اشک ... و من هیچ ... یا ستار العیوب ... بر این واژه های اشک بار سخت نگیر ... بگذار با تو بی پرده سخن بگویم ... کسی را جز تو ندارم ... بی کس تر از آن ام که ... حقیر تر از آن ام که ... پست تر از آن ام که ... تهی دست تر از آن ام که ... درمانده تر از آن ام که ... مرا ببخش ...
بر این خرمن نگاه کن ... که با نگاه ات به آتش کشیدی اش ... هوای برگشت هوایی ام کرده است ... استغفرالله ربی من جمیع جرمی و ظلمی و اسرافی علی نفسی و اتوب ... به سوی تو ... الهی و ربی ... من لی غیرک ؟ ... مهربان من ... جز شانه های تو ... جز دست مهربان تو ... جز لب خندهای بی منت تو ... جز عطای بی حد تو ... ما را سر باغ و بوستان نیست ... هر جا که تویی تفرج آن جاست ...
بر این اشک ها ببخش که ... بر این دست ها ببخش که ... بر این واژه ها ببخش که ... بر این قلب ببخش که ... بر این بدن ببخش که ... یارب ارحم ضعف بدنی ... که تو گواهی بر مجد خود ... و من گواه ام بر حقارت خود ... که الهی ان کنت ذنبی عندک عظیم ... فعفوک اعظم من ذنبی ... که از تو کم نخواهد شد ... که بر حقیری منت گذاری ... که ... الله ولی الذین آمنوا ...
*********************************
پی نوشت : لا املک لنفسی نفعا و لا ضرا الا ما شاء الله ...
+ نوشته شده توسط علی دهقانی در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388 و ساعت
0:8 |